پیربابا

پیر اندیشمند و مهربانی را تجسم کنید که سرشار تجربه و عاطفه است و در کلبه ای در بالای کوهی زیبا و سر سبز زندگی می کند.(من اسمشو میذارم پیربابا، شما هم هراسمی دوست داشتید براش انتخاب کنید)
هروقت دلتنگ بودید و نیاز به همدل مهربان داشتید ،سری به پیر بابا بزنید ،او همیشه و هروقت خواستید پذیرای شماست و منتظر شنیدن حرفهای شما و ارائه رهنمود های ناب و آرامبخش.پس از اورهنمودی بخواهید یا ازچیزی که دلتان می خواهد سخن بگویید و نظرخواهی کنید.
سراپا گوش باشید و به سخنان حکیمانه ی پیر بابا گوش فرا دهید .او شمارا راهنمایی می کند و صفا و آرامش درون خود را به شما منتقل می کند.
پیوست:
عصر با ماشین درپارک جنگلی دور می زدم با دیدن کودک حدودا 4 ساله ای که چوب به دست ،پروانه ای را دنبال کرده بود ،مبهوت شکوه این لحظه شدم وماشین را کنار زدم و خواستم ازاین احساس شاد مانه ی کودک بهره ای چینم و لحظه ای با اندیشه ی شاد و بی دغدغه او همگام و همراه شوم.چه لحظه ی آرامبخشی در آن دم نصیبم شد.
شادی واقعی و لذت بردن از لحظه هارا باید ازکودکان آموخت آنها خوب بلدند زیستن در لحظه حال وشادی بی قید و شرط وناب را.
دلتان شاد و صفای درونتان افزون![]()
![]()
![]()
![]()
نسرین امامی زاده
وقتی ناگهان