چهلم پدر
بلاخره چهلم پدر راهم پشت سرگذاشتیم
وهنوز یاد سبز و پرواز سرخش دلم را می آزرد و غم دوری اش سینه ام را سخت می فشارد . سنگ قبرش را که نگاه می کنم و عکس قشنگ و نوشته های روی سنگ راکه می بینم انگار دیگه یواش یواش باور می کنم رفتن همیشگی اش راو با این تفکر دلم سخت می گیرد و صبر همیشگی پدر را که یکی ازمشخصه های اصلی اش بود برای خود آرزومی کنم و به یادش فاتحه ای نثار می کنم.
می گویم ترفند طبیعت هم ترفند عجیبیه برای قبولاندن این چنین دردهای عظیم مراحلی را پیش پای آدمی قرار میدهد اولش بهت و ناباوری بعدش انکار و ..............آخر سر پذیرفتن چنین درد جدایی و......
پدر جان هماره صبر زیبا و همیشگی ات را پیشه ی خود خواهم ساخت و به مثال خودت لحظه های سخت زندگی را آسان خواهم گرفت و لحظه هارا قدر خواهم دانست روحت شاد و یادت گرامی عزیزم![]()
+ نوشته شده در جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۸۷ ساعت 17:4 توسط نسرین امامی زاده
وقتی ناگهان