برای تومی نویسم، برای توکه درصندوقچه ی خیالاتم آرمیده ای، برای گرمی نگاهت می نویسم که دریایی مواج ، امازیبارابه ارمغان می آورد.برای آرامش صدایت مینویسم که هرگاه آن رایادآورمن می شوی دوست دارم برای همیشه برصفحه ی افکاراتم جاری بمانند....برای شبهایی می نویسم که درآسمان ،همچون ماه درمحاق، نشسته ای وازستاره هایی که دراطراف توهستند می توان شرر عشق نسبت به تورادریافت.برای ثانیه ای می نویسم که من برایت می خوانم وآرام به آن گوش می سپاری برای لبخندی می نویسم که پس دیدن هرلبخندچهره ات رازیباترمی کند.برای یک نفرمی نویسم که دوست دارم تاهمیشه درصندوقچه ی قلبم ماوا کندوقهر میان من وخودش را تادورترین  کرانه ی آسمان آبی بفرستد........

 

متن بالا را یکی از دانش آموزان(اول دبیرستانی)در تیزهوشان برایم نوشته و محبتش را ابراز داشته ،چقدر دنیای زیبا و آکنده از مهر شان را دوست دارم .

این هم جواب من به مهر ایشان:

آنگاه که کلام کلیدی ام را از زبان رها می کنم،زیر زیرکی ،احساسها را می پایم،در این میان؛نگاه ژرف و عمیقی،باز خورد کلامم را انعکاس می دهد.آری!رعد کلامم اثر خود را بخشیده ودر می یابم ،می توانم ،بارشی زیبا و آهنگین را به نظاره بنشینم.......................

بارش احساس ...... ام  که فرو می ریزد ،سیلی از احساسات پاک ولطیفش جاری می شود و چه زیباست رها شدن در این سیلاب زیبای احساس و  غرق شدن در آن و فراموش کردن هرچیزی برای یک دم.

.... جان !نم نم بارش زیبای صدایت آن لحظه که احساس قشنگت را می بارد پراز ترنم و زیبایی است

موفق باشی عزیز دلم

******

 پیوست:  به محض مواجه شدن با مساله و درخواستی ( با خواندن، دیدن و یا شنیدن ) تکلیف و امتحانی از طرف هستی برایمان و به قدر ظرفیت و وسعمان شکل می گیرد.

شاید شما و با اطلاع رسانی هر یک از ما بتوانیم گره موجود در زندگی  یکی از همنوعانمان را بگشاییم.

همیاری برای مونا زارعی - کلیک نمایید.