توجه نكن
عرفاي باستان گفته اند : (( براي خودسازي , به زمان غير قابل تصوري نياز است , در حالي كه
اشراق در يك لحظه قابل حصول است . ))
اگر آموزش ها موثر باشد , اشراق در يك چشم برهم زدن قابل حصول است .
در روزگاران قديم , مرشد ذن (( هوگو چوه )) مريد زني داشت كه براي آموزش نزد او آمده بود .
مرشد به او تعليم داد كه روي جمله (( توجه نكن )) مراقبه كند . زن بدون وقفه و بدون سهل انگاري
آموزشهاي مرشدش را دنبال كرد .
روزي كلبه زن آتش گرفت , ولي زن گفت : (( توجه نكن ))
روزي ديگر پسرش در اب افتاد و وقتي كه رهگذري براي كمك او را صدا كرد , زن گفت :
(( توجه نكن ))
زن با كنار گذاشتن هر گونه تفكر غير مهم , دقيقا آموزشهاي مرشدش را دنبال مي كرد .
روزي , هنگامي كه شوهرش آتش روشن كرده بود و روي ان در ماهيتابه روغن آماده كرده بود تا
شيريني بپزند , زن قطعه اي خمير در روغن داغ انداخت كه صدايي كرد . در اثر اين صدا , او
بلافاصله به اشراق رسيد . سپس زن ماهيتابه را با محتويات آن روي زمين انداخت و كف زنان و
پايكوبان , شروع به خنديدن كرد .
شوهرش فكر كرد كه او ديوانه شده و گفت : (( اين چه كاري است كه ميكني ؟ ايا ديوانه شده اي ؟ ))
زن گفت : (( توجه نكن ))
سپس نزد مرشدش رفت و از او خواست تا تجربه اشراقش را تاييد كند .
مرشد تاييد كرد كه زن به (( ميوه مقدس )) دست يافته است .
وقتی ناگهان