لبخدی به زیبایی ابدیت
لبی ،پیوسته ملبس به لبخند
خاطری مطمئن به تقدیر حق
و رضایتی عمیق به قضای او
نگاهی معطوف به زیبایی ها و در پی جلوه ی یار
چنان که پنداشته شوی با درد غریبی
اما در پس این لبخند راز پوشانه دردی عمیق نهفته بود.دردی که بصیرتی عمیق برای
رویتش لازم داشت
آری او دو دل داشت ،دلی نهان که درد می کشید و از آن خودش بود و دلی آشکار
که می خندید و مال همه بود
این دل نهان فقط در خلوت شبانه، خودش را می گسترد و رازش را با محبوب دل
می گفت و پیام او را با قلبش می گرفت و دل آشکارش را قوی و قوی تر می ساخت
،پیامی که او را بسوی خویش می خواند و جلوه اش را در دل آشکارش جلوه می داد
،لبخندی صله یافته با معبود ،اینچنین بود که زیبایی لبخندش به قدر ابدیت بود
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 21:18 توسط نسرین امامی زاده
وقتی ناگهان