تا عشق بامن است
تا عشق بامن است از غیابم نهراس و به دل بدراه مده!
اگرزمزمه هایم را نمی خوانی و نمی شنوی،بدمیندیش،وبدان در پیوندبا ابدیت هیچ زمزمه ای خموشی نمی گیرد و گاه با سکوت همنوایی می کندو...
شاید این غیاب لمس حضوری دیگراست: لمس ناگفتنی ها،لمس جهانی دیگر و گشودن دریچه های دیگری به روی روح
آری گاهِ آن است همدمی با خویشتن را هم تجربه کنم ومجالی بستانم که اینبار شانه هایم ،تکیه ای برای دردهای خودم باشد..فقط نمی دانم این شانه ها تاب زیادت دردهای فروخورده ونگشوده را خواهد داشت؟!
آه نه! می دانم این دلداه را قلبی پرشورو عشق است و تبسم درجان خسته اش همیشه رقصان وترانه اش جوشان
و تبسم ،بسی نیرومند است و ترانه، جانبخش وباز باتو از عشق سخن خواهم گفت
اندکی ،فقط اندکی فرصت که در خلوت باخویش جهان دیگری سوی درونم گشوده شود و با حسی فراتر ازاین حسهای گریزان و فراتر از این زخمهای سوزان ،رخسارگشایم.......
*یه مدتی نخواهم بود و نوشتم که نگران نشوید.
******
*دلتنگ بارش برفم!سابقه نداشته تااین موقع سال اینجا برف نبارد.
-تصویری از تک گل رزی که بر درخت گل رز در این وقت سال روییده است!

-این هم طلوع زمستانی بدون برف و...

وقتی ناگهان