تشکر
((گل به شکرانه ی دیدن خورشید گریبان چاک می زند))
سلام ؛سلامی به گرمی محبتهای پاک و صمیمانه شما..بعد ازپشت سر گذاشتن دوهفته پر مشغله کاری برگشتم.دلم برای همه شما دوستان دنیای نتم تنگ شده بود.حقیقتش با توجه به خستگی شدید ودردهای عضلانی زیادی که دارم فعلا قصد نوشتن نداشتم ولی وقتی کانکت شدم و با سیلی از کامنتها؛آف لاینها و ایمیلهای محبت آمیزشما رو برو شدم انگار انگشتانم خودبخود روی کیبورد لغزید تاحد اقل تشکری از این همه اظهار لطف و محبت دوستان کرده باشد:
چون ندای عشق بشنودن گرفت اندک اندک مرده جنبیدن گرفت.
قربان محبتهای همه شما دوستان عزیز و مهربانم بروم.خیلی دوستتان دارم![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۴ ساعت 14:3 توسط نسرین امامی زاده
|
وقتی ناگهان